جزئیات برای من از هر چیزی در دنیا مهمتر است. اینکه آدمها چه می خورند چه می پوشند کم حرفند یا
پر حرف . اینکه ابلهند یا دروغ گو ، یخند یا بی تفاوت ، بد قولند یا خوش قول. من آدم بزرگی نیستم که به
کسانی اهمیت بدهم که پل می سازند یا مدرسه . مداوا کنندگان سرطان یا ایدز برایم وجود ندارند.
ممنونشان می شوم اما ته دلم می دانم آنها فقط در لابه لای روزنامه ها یا خبرهای جهانی وجود دارند.
به دزدانی که بانک می زنند و نگهبان را می کشند اهمیتی نمی دهم اما به دزدی که به سراغ همسایه
ام می آید و ماشین توی کوچه پارک شده اش را می دزدد اهمیت می دهم. مدام صحنه ای را مجسم
می کنم که همسایه ام با پای برهنه دارد توی کوچه می دود اما به ماشینش نمی رسد. بعد زنش می
رود پیش فالگیر و فالگیر بهش می گوید سراغ ماشینت را در شهر اهواز بگیر ....
قاتلان زنجیره ای یا قاتلانی که دست به قتلهای فجیعی می زنند فقط مال روزنامه ها هستند . یک قاتل
را می شناسم که سایه ی دستهای خونی اش تا مدتها بر روی زندگی ام افتاده بود و حتی مسیر
زندگی ام را تغییر داد . اما بهش اهمیتی نمی دهم . صدام برای من یک فرد نبود ، یک سیستم بود . من
باسیستم کاری ندارم چون می دانم که هیچ تاثیری روی هیچ سیستمی ندارم. گناه دوستی که به من
قولی می دهد اما بعد زیر قولش می زند برای من بزرگتر از گناه قاتلی است که دختر جوانی را با ادعای
اینکه عاشقش بوده اما خانواده ی دختر موافق ازدواج آنها نبوده اند به همین دلیل با چندین و چند ضربه
ی چاقو دختر را از پا در می آورد ، بزرگتر است. من آدمی هستم که فقط جلوی دماغش را می بیند.
آدمها اینند: مرد یا زنی با چشمان قهوه ای ، سیاه ، سبز یا ... قد کوتاه ، قد بلند ، سفید رو ، سبزه یا
سیاه سوخته ، با هوش ، کم هوش ، مهربان ، صادق ، چاپلوس ، متکبر ....
کسی دزد یا قاتل نیست . اما هرزه ، ولگرد و پدرسوخته هست. کسی جانی نیست اما ظالم هست.
ویژگی ها هیچ وقت پررنگ نیستند . کم رنگند اما همان کم رنگها یعنی همه چیز . یعنی بیچارگی یعنی
خوشبختی ، یعنی فلاکت یا رستگاری. صفتهای پررنگ و بزرگ معنوی اند . یعنی عمیق ترین صفتهایی
که هر کس می تواند داشته باشد و کل شخصیتش را تعریف کند یا به زیر سوال ببرد. او را بالا ببرد یا
پایین بیاورد. کسی که باغچه اش را مرتب آب نمی دهد ، آشپزخانه ی کثیفی دارد ، کفشهایش را فقط
سالی یکی دو بار واکس می زند ، ورزش نمی کند یا پر خور است . اینها خیلی مهمند . اهمیتشان به
اندازه ی مرگ و زندگی است . از کوزه همان برون تراود که در اوست.

